شعر سرعین

مرضی دردی بدندن بدر ایلر سرعین

سنی بیر عمرگوزل بختور ایلر سرعین

ایلده بیر دفعه گلوب چیم گوزلیم بو سولارا

نظر ایله بو گلستاندا گزن آهو لارا

حُسنیده حوری غلمان چاتا بیلمز بو لارا

سنی عمرونده مبارک نظر ایلر سرعین
سرعین ذوق صفا سیروسیاحت یردی

خوش پذیرالیق ایلر خلقه ضیافت یردی

گزملی سویملی تفریح وظرافت یردی

غموی غصه وی دلدن بدر ایلر سرعین

سرعین گُللر آچوب رنگ به رنگ ایگلمه لی

دسته دسته بالا جیرانلاری وار ایستمه لی

سوبای السون سنی خونین جگر ایلر سرعین

هر نه شدٌ تلی مرض وار سرعین ایلر علاج

اودی کی ای بالا بازاری تاپوب بیله رواج

بیر تومن مرحمت ایت عکسوی سالسین فتوراج

سنی بیر عکسیله خوش مفتخر ایلر سرعین

(ساری سو)راحت ایدیر جمله مرضدن بدنی

(قره سو) بیل قره گوندن ایدر آسوده سنی

(ژنرال)آی بالا مرمر تک آغاردار قره نی

دوش (گامشلار گولونه)گور نه لر ایلر سرعین

چیمه سن (بش باجیلاردا)گوره سن لذّتینی

توکه سن (قهوه سویوندا)جانوین زحمتینی

گیت(پهینلی سویا) چکمه حکیمون منّتینی

پینییسلیندن سنه آرتوق اثر ایلر سرعین

(بیله دره)سویون ایچ معدوه درماندی او سو

اونا چاتماز کوکا کولا کانادا پپسی اسو

خور گون سندیری آبگوشت ییه سن آلتی طوسو

بله فکر ایلمه خرجون هدر ایلر سرعین

ای کریمی بالا سن اُت سرعیندن نظرون

سنه یوخ فایده سی پهلوینون رامسرون

گیت چورک فکرینه دوش یوخدی خبردن خبرون

کاسبا پولسوزا یولداش ضرر ایلر سرعین

*********************************************************

گردشگری شهرستان سراب

 

سراب:

سراب یکی از شهرستان های استان آذربایجان شرقی است که در غرب این استان واقع شده است. شهرستان سراب ۶۳۶ کيلومتر با تهران و ۱۳۰ کيلومتر با تبريز فاصله دارد و در قسمت شرق بستان آباد واقع شده است. اين شهرستان در ميان کوههاي مرتفع بزقوش وسبلان قرار گرفته وآب وهوال معتدل کوهستاني دارد. زمستانهاي آن بسيار سرد و تابستان هاي آن معتدل است. سراب يکي ازشهرهاي قديمي وتاريخي آذربايحان است. آثار خط ميخي دوره اورارتويي در اين شهرستان وجود دارد. بیش تر مردم اين ناحيه به كشاورزی اشتغال دارند اما صادرات مهم اين شهرستان عده ای را نيز در كار بازرگانی وارد كرده است. کوهستان آتشفشانی سبلان؛ مهم ترين جاذبه طبيعی منطقه است. ماهيت کوهستانی شهرستان باعث ايجاد چشمه های آب معدنی زيادی در منطقه شده است. بناهای تاريخی از جمله مسجد جامع سراب و مسجد جامع اسنق، امام زاده ها، بقعه ها، سنگ نبشته ها، تپه های باستانی و گورستان های قديمی از مکان های ديدنی و تاریخی شهرستان سراب محسوب می شوند. انواع محصولات کشاورزی در این ناحیه به عمل می آید و پرورش زنبور عسل نیز در این منطقه رایج است. صنایع مختلف کارخانه ای و صنایع دستی از جمله قالی و گلیم بافی در شهرستان سراب رواج دارد.  

مکان های دیدنی و تاریخی - سراب:

کوهستان آتشفشانی سبلان مهم ترين جاذبه طبيعی منطقه است. ماهيت کوهستانی شهرستان سراب باعث ايجاد چشمه های آب معدنی زيادی در منطقه شده است. بناهای تاريخی از جمله مسجد جامع سراب و مسجد جامع اسنق، امام زاده ها، بقعه ها، سنگ نبشته ها، تپه های باستانی و گورستان های قديمی از مکان های ديدنی شهرستان سراب محسوب می شوند.    

صنايع و معادن - سراب:

صنايع اين شهرستان شامل انواع كارخانه ای، كارگاهی و دستی می شود. صنايع كارخانه ای شامل: كارخانه های قوطی سازی،‌ ريسندگی و بافندگی منسوجات،‌ حوله بافی و آجر پزی، و كارگاه ها شامل پنير سازی، ‌توليدات كشاورزی، رنگ رزی نخ و آرد سازی می شوند. مردمان ناحيه سراب به صنايع دستی نيز اشتغال داشته و به واسطه قدمت تاريخی، ‌اين صنايع از جايگاه خوبی برخوردارند مهم ترين صنايع دستی منطقه را قالی، فرش، سفال و گليم و… تشکیل می دهد. دو معدن نمک آبی با استخراج ساليانه ۳۴۰۰۰ تن و ديگری با استخراج ساليانه ۱۵۰۰۰ تن به ترتيب در جنوب غرب و شمال غرب سراب واقع شده است . يک معدن اورانيوم نيز در روستای ده چال در دست مطالعه است.    

کشاورزی و دام داری – سراب:

عمده ترين محصولات كشاورزی سراب؛ گندم و جو، علوفه، بنشن، تره بار، توتون، سيب، گلابی، زردآلو و گردو تشکیل می دهد. محصولات كشاورزی اين شهرستان بخش عمده ای از صادرات اين ناحيه را تشکيل می دهد. پرورش زنبور عسل و دام داری از مشاغل اصلی اهالی است. منطقه ی سراب به علت قرار گرفتن درجلگه هموار و دارا بودن خاک های غنی و رسوبی و آب كافی يكی از مراكز عمده پرورش دام در آذربايجان محسوب می شود، به طوری كه گاوهای نژاد سراب معروفيت خاصی دارد. پرورش دام در اين شهرستان شامل گاو شيری، گوساله پرواری، گاو ميشی، گوسفند، بز و ميش می شود. پرورش طيور درحد خودكفايی و شامل مرغ گوشتی، تخمی و مرغ بومی است. علاوه بر آن پرورش ماهی(قزل آلا، كپور و سفيد) نيز در اين شهرستان انجام می شود. پرورش زنبور عسل در شهرستان سراب به دو صورت بومی و مدرن انجام گرفته از جايگاه خوبی برخوردار است.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - سراب:

سراب چون در كنار سراورود ساخته شده آن را سراو يا سراب نام نهاده اند. منطقه سراب از جمله مناطقی است كه از ديرباز مسكونی بوده است. وجود كتيبه اورارتويی، ‌تپه های باستانی و معابد سنگی در حومه اين شهر نشان گر قدمت تاريخی منطقه است. سراب در دوره امپراتوری اورارتويی از جمله مناطق دارای تمدن شهر نشينی بود. حتی پاره ای از محققين و باستان شناسان بر اين باورند كه قبور پراكنده در اطراف و اكناف شهر سراب، قدمتی بيش از سنگ نبشته های اورارتويی دارند. آثار به جای مانده از فتوحات حكمرانان اورارتويی قدمت تاريخی اين منطقه را به سال های ۶۸۵-۷۳۰ قبل از میلاد می رساند.

مراكز تمدن عهد باستان، معمولا پس از ويرانی و انهدام در اثر حملات دشمنان، دوباره بازسازی نمی شد، اما شهر سراب بعد از شكست اورارتوها، در دوران حكمرانی پارت ها نيز از رونق كافی برخوردار شد و مورد توجه حكم رانان پارتی بود. وجود تپه های باستانی، تل ها و سفالينه های كشف شده در منطقه، شاهد اين مدعا است. در منطقه سراب آثار متعددی از جمله معابد سنگی، قلاع و يك چهار طاقی متعلق به دوران تمدن ساسانی بر جای مانده كه مبين اهميت آن، در دوره ساسانی است.

در دوران بعد از حاكميت اعراب در ايران و آذربايجان، شهر سراب هم چنان ارزش و اعتبار شهری خود را حفظ كرد و به لحاظ موقعيت ويژه جغرافيايی و حاصل خيزی خاک هميشه مورد توجه حكم رانان بود.

شهر سراب در دوران حكومت مغولان از مراكز عمده حكومتی آذربايجان بود. نوشته اند كه سلطان احمد اكودار كه اسلام آورده بود، از دست ارغون خان و سرداران مغول به اردوی مادر كه در سراب مستقر بود، پناه برد و در آن جا دستگير شد و به دستور ارغون به سال ۶۸۳ هجری قمری كشته شد. بعد از شكست سلطان احمد اكودار ارغون خان مغول، شورای مغولان را در گردنه سايين به سال ۶۸۳ هجری قمری تشكيل داد.

در زمان حكومت چوپانيان نيز سراب مورد توجه بود و حكومت آن با « جانی بيگ خان» از اولاد «جوجی خان» بود كه در سال ۷۵۸ هجری قمری در اين شهر كشته شد. در اوايل حكم رانی صفويه كه شهرهای تبريز و اردبيل از شهرهای مهم به شمار می رفتند، سراب به دليل نزديكی به اين دو شهر و موقعيت سوق الجيشی، از اهميت ويژه ای برخوردار بود. شاه اسماعيل صفوی بعد از شكست در جنگ چالدران به سراب روی آورد. و در سال ۹۳۰ هجری قمری در اين شهر درگذشت. جنگ شاه اسماعيل و خليل پاشا در سراب روی داد و باعث ويرانی و خسارات جبران ناپذيری شد، ولی شاه عباس قوای عثمانی را در اين شهر شكست داد.

به سال ۱۲۰۵ هجری قمری آغا محمد خان قاجار با صادق خان شقاقی در اين منطقه جنگيد و بعد از گريختن صادق خان از شهر، آغا محمد خان سراب را فتح کرد. صادق خان شقاقی درجنگ با فتح علی شاه نيز شكست خورده به سراب عقب نشينی كرد و بعد از اينكه جواهرات آغا محمد خان را به فتح علی شاه پس دارد، از طرف شاه قاجار بخشوده شد و به حكومت سراب منصوب شد. شهرستان سراب هم اکنون دربرگیرنده شهرها، بخش ها و روستاهای زیادی است و از مناطق آباد و سرسبز استان آذربایجان شرقی به شمار می رود.    

مشخصات جغرافيايي - سراب:

سراب در ۴۷ درجه و ۳۴ دقيقه طول و ۳۷ درجه و ۵۷ دقيقه عرض جغرافيايی و در ارتفاع ۱۶۸۰ متری از سطح دريا قرار گرفته است. اين شهرستان در غرب استان آذربايجان شرقی واقع است و از شمال با مشگين شهر در استان اردبيل، از جنوب با ميانه و هشترود، از شرق با استان اردبيل و از غرب با بستان آباد همجوار است. رود آجی چای از ۴ كيلومتری جنوب و رود پيسلر چای از يك كيلومتری مشرق، و هند رود چای از ميان شهر عبور می كند. آب و هوای سراب نسبتا سرد و خشك می باشد.( سراب در مسير اصلی بستان آباد – اردبيل قرار دارد و از اين طريق در ۷۳ كيلومتری شهر بستان آباد و ۱۳۴ كيلومتری شهر تبريز ودر ۸۵ كيلومتری شهر اردبيل قرار گرفته است.    

اماکن مذهبی - سراب:

مسجداسنق(سنگي)- سراب: اين مسجد در روستاي اسنق از محال آلان برآغوش سراب واقع شده وستون هاي سنگي و کتيبه هاي زيبا دارد. ستونها و سرستونها ، مقرنس هاي خوش طرحي دارند. در داخل مسجد نيز منبر چوبي منبت کاري شده شکسته اي وجود دارد که همزمان با بناي مسجد ساخته شده است. اين مسجد از آثار قرن هشتم هجري قمري است.

مسجد جمال آباد(سنگي) سراب: مسجد روستاي جمال آباد سراب ستون هاي منقش سنگي عظيم وسقف چوبي دارد. ارتفاع ستونها با پايه وسرستون ۵۳۶ سانتي متراست که با نقش و نگار و کتيبه هاي متعدد زينت يافته است. اين مسجد منبر مشبک چهار پله بسيار زيبايي دارد که از شاهکارهاي هنر چوبي اسلامي  به شمار مي رود که به سبک کارهاي چوبي دوره تيموري وصفوي ساخته شده است.

مسجد جامع سراب- سراب: مسجد جامع بدون گلدسته ومناره سراب از يادگارهاي قرن نهم هجري قمري است. اين مسجد سه محراب دارد که يکي ازآنها بسيار نفيس وزيبا و از کاشي لعابدار برجسته ساخته شده است.  

آثار تاریخی - سراب:

چهارطاقي آغميون – سراب: اين بنا در روستاي آغميون در هشت کيلومتري شمال سراب واقع شده وفقط پايه سنگي ديوارهاي آن باقي مانده است. اين بنا در اصل يک آتشکده ساساني بود که در دوره اسلامي به صورت امامزاده در آمده است. قبري مرتفع از کف بنا دروسط چهار طاقي وجود دارد که به امامزاده حسن معروف است وبه سال ۷۰۸ هجري قمري مربوط مي باشد.

کاروانسراي سنگي شاه عباسي - سراب: اين رباط در فاصله ۳۵ کيلومتري سراب بر روي گردنه صايين قرار گرفته وبنايي ازسنگ است که از دوره صفويه به يادگار مانده است.

چهارطاقي آغميون – سراب: اين بنا در روستاي آغميون در هشت کيلومتري شمال سراب واقع شده وفقط پايه سنگي ديوارهاي آن باقي مانده است. اين بنا در اصل يک آتشکده ساساني بود که در دوره اسلامي به صورت امامزاده در آمده است. قبري مرتفع از کف بنا دروسط چهار طاقي وجود دارد که به امامزاده حسن معروف است وبه سال ۷۰۸ هجري قمري مربوط مي باشد.

سنگ نبشته قيرخ قيزلار- سراب: اين سنگ نبشته به خط ميخي و به زبان اورارتويي است که برروي صخره اي در روستاي قيرخ قيزلار سراب واقع شده است. کتيبه ۱۳سطر دارد. در مجاورت اين سنگ نبشته ، سنگ افراشت هايي قرار دارد که ارتفاع برخي از آنها به 4متر ميرسد.

سنگ نبشته رازليق- سراب: اين کتيبه بر صخره اي از کوه زاغان در۱۲کيلومتري شمال سراب درناحيه رازليق کنده شده و16سطر دارد. سنگ نبشته به آرگيشتي دوم (۶۸۵-۷۳۰ قبل از ميلاد) پسر روساي اول منسوب است که به مناسبت تسخيرهمان قلعه کنده کاري شده است.  

جاذبه های طبیعی - سراب:

چشمه آب گرم آبرس- سراب: اين چشمه در ۱۱ کيلومتري شمال سراب در روستاي آبرس قرار دارد. آب چشمه توام با گاز از زمين خارج مي شود وحوضي را تشکيل مي دهد که مردم ازآن براي استحمام استفاده مي کنند.

كوههاي شهرستان سراب

 چهره عمومي اين شهرستان توسط رشته كوه سبلان در شمال و رشته كوه بزقوش در جنوب و پيوستن رشته كوه بزقوش توسط ارتفاعات ايلانجوق به سبلان در شرق شكل يافته است . اين عوارض باعث بسته شدن اين شهرستان   از سه طرف شمال ، شرق و جنوب گشته و منطقه را به صورت چاله و دشتي درآورده است كه به سمت شمال غرب باز ميشود . ارتفاع مركز شهرستان از سطح دريا حدود 1650 متر ميباشد . رشته كوه بزقوش با ارتفاع 3202 متر بلندترين نقطه دشت سراب را از شهرستان ميانه جدا ميسازد . شيب تند آن بسوي ميانه و دامنه كشيده شده آن به دشت سراب است . در شمال دشت سراب كوه سبلان با ارتفاع 4812 متر در بلندترين نقطه قد بركشيده و داراي شكل مخروطي است و به صورت رشته كوههاي متعددي كه از شرق به غرب كشيده شده در تمام سال پوشيده از برف و يخ است .در اين قسمت از كوههاي شهرستان سراب مهم ترين آنها بصورت جداگانه مورد بررسي قرار ميگيرد .

كوههاي بزقوش

 توده نفوذي بزقوش ، درجنوب كوهستان سبلان و جلگه سراب ، و در شمال غربي شهرستان ميانه قرار گرفته است . امتداد آن به مانند توده آتشفشاني سبلان و قراداغ ، شرقي ـ غربي است . طولش 120 كيلومتر و عرض آن 45 كيلومتر ميباشد . اين كوهستان به وسيله دو دره قرانقو چاي و اوجان چاي از ساير كوهستانهاي آذربايجان جدا شده است .بلند ترين قله‌ آن 3304 متر ارتفاع دارد . با توجه به موقعيت استقرار اين توده سترگ ها در منطقه آذربايجان ميتوان آن را يكي از عوامل مهم تعيين كننده منابع آب در حوضه هاي داخلي به شمار آورد .رشته كوه بزقوش شريان آبهاي مهمي است كه از جبهه شمالي و جنوبي به دو چاله و جلگه سراب و ميانه جريان ميابد و موجب پيدايش جريانهاي مهمي از جمله تلخه رود و شعبات قرانقو ميشود .چشمه سارهاي متعددي كه از جبهه شمالي بزقوش سرچشمه ميگيرند روستاهاي آبادو پررونقي مانند اردها ،ملايعقوب ، دانبران و ساري قيه در شهرستان سراب را به وجود مي آورند . در جبهه جنوبي بزقوش دهستان و بخشهاي تركمان ، تيرچايي و براوانان، از شهرستانهاي ميانه قرار دارند كه آبهاي اين جبهه سبب پيدايش روستاهاي پرجمعيت و آبادي در شهرستان ميانه و شمال منطقه قره چمن شده است .كوهستان بزقوش در منطقه ميانه داراي مراتع سرسبز و خرم بوده كه محل ييلاق و طوايف خداورديلو و حسينكلو است و مراتع مهم آن اوچ تپه ، سارساخلو و خان تختي مي باشند .قسمتي از تونلهاي جاده ترانزيتي تبريز ـ تهران در بخش قره چمن در پيشكوههاي بزقوش احداث شده اند . ريزش برف سنگين در اين كوهستان با راه بندانهاي جاده هاي اصلي و روستايي همراه بوده و زمستان در اين منطقه كوهستاني طولاني و پر برف ميباشد

دشت سراب ـ دوزدوزان

 دشت سراب ـ دوزدوزان شهر سراب را احاطه كرده است و مشتمل بر محل تلاقي برخي شاخه هاي تلخه رود ميباشد . اين دشت و حوزه آبريز آن بخش بزرگي از آب تلخه رود را تأمين ميكند . سفره آبهاي آزاد اين دشت عمدتا“ از جريان آبي كوهستانهاي سبلان و بزقوش تأمين ميشود .

دشت سراب ـ دوزدوزان به وسعت 113400 هكتار در محور رودخانه آجي چاي و در امتداد شرقي ـ غربي واقع شده و 60 كيلومتر طول و 25 كيلومتر عرض دارد . اين دشت در تمام سطوح خود داراي آبرفتهاي مناسبي نبوده و بيشتر در اطراف شهر سراب داراي آبرفتهايي است كه اراضي حاصلخيز و مرغوب منطقه را ايجاد كرده است و با وجود گستردگي دشت، بيشتر گسترشها را لايه هاي ميوسن ، پليوسن و تراسهاي عهد حاضر تشكيل داده كه باعث به وجود آمدن زمينهاي تپه ماهوري شده است . اين دشت داراي شش دره آبرفتي است كه رسوبات آنها در قسمت پايين دست بهم ملحق شده و دشت سراب را بوجود مي آورند و عبارت از دره كليان ، دره آغميون ، دره كرد امير ، دره زارليك ، دره شير و انجيك و دره ينگجه ميباشند . اين     دره ها در واقع محلهاي ورود عمده آبهاي سطحي و زيرزميني دشت محسوب مي شوند و رودخانه آجي چاي در پايين ترين سطح دشت قرار گرفته است .آبرفتهاي جوان دشت افقهاي قابل نفوذ متعددي داشته و منبع اصلي ذخيره آبهاي زيرزميني ميباشند . اين رسوبات در اطراف شهرستان سراب با ضخامت كافي و گسترش قابل ملاحظه ميباشند . در ساير مناطق ضخامت آبرفتها زياد نبوده و منحصرا“ محدود به رسوبات بستر رودخانه ها و مواد سيلابي ميگردند . در شمال شهر سراب و دره آغميون نيز ناحيه نيمه مقاومي وجود دارد كه از نواحي جالب دشت محسوب ميگردد . در نيمه جنوبي دشت ، كنگلومراهاي دوره پليوسن و دركناره هاي شرقي و غربي اثر رسوبات دوره ميوسن قابل ملاحظه مي باشند .مطالعات خاكشناسي و طبقه بندي شده اراضي انجام شده در وسعتي معادل 111400 هكتار از اراضي دشت سراب ـ دوزدوزان نشان ميدهد كه 46/86 درصد اراضي در كلاسهاي   I  تا  Ш  قرار دارند .در سال 1370 معادل 42/61 درصد دسعت دشت سراب ـ دوزدوزان مورد استفاده زراعي قرار داشته است . اراضي كشاورزي اين دشت به مساحت 69651 هكتار شامل 34004 هكتار ( 82/48 درصد ) فارياب و 35647 هكتار ( 18/51 درصد ) ديم ميباشد . اراضي كشاورزي آبي نيز مشتمل بر 29434 هكتار زير كشت سالانه و 3270 هكتار آيش سالانه و 1300 هكتار باغ است .

مقبرة‌ مغولي‌ اسفتستان‌

بناي‌ شكسته‌ و ويران‌ منسوب‌ به‌ دورة‌ مغول‌ در قريه‌ اسفتستان‌ 6 كيلومتري‌ شرق‌ سراب‌ واقع‌ شده‌، بنايي‌ است‌ آجري‌ و مركب‌ ازچندين‌ اطاق‌ و يك‌ راهرو. نصف‌ سردر آن‌ ريخته‌ وآنچه‌ باقيمانده‌ پاية‌ راست‌ سردر مي‌باشد، عرض‌ پايه‌ 7/1 متر قطر ديوار ياعمق‌ درگاهي‌ 60/1 متر مي‌باشد. از طاق‌نماي‌ درگاهي‌، به‌ طور پراكنده‌ باقيمانده‌ كه‌ تزئيناتي‌ به‌ صورت‌ مقرنس‌ كاري‌ از آجرلعاب‌داشته‌ است‌. اين‌ بنا هم‌ به‌ مسجد و هم‌ به‌ يك‌ مقبره‌ شباهت‌ دارد ولي‌ همه‌ كس‌ آن‌ را چنانچه‌ هست‌ ديده‌اند و هيچ‌ خاطره‌اي‌ از آن‌ ندارند. به‌ هرحال‌ اين‌ بنا مسجد يا مقبره‌ بوده‌ است‌. اين‌ بناي‌ جالب‌ توجه‌، با يك‌ سردربلند مجلل‌ كه‌ حواشي‌ و نغولها و طاق‌ نما و طاقچه‌هاي‌ آن‌با كاشي‌ تزئين‌ يافته‌ بوده‌، ارتفاعي‌ نزديك‌ به‌ 10 متر داشته‌ فعلاً آنچه‌ از پايه‌ باقيمانده‌ در حدود 6 متر مي‌باشد.از خود مقبره‌ به‌علت‌ عدم‌ توجه‌ چيزي‌ باقي‌ نمانده‌ است‌.

امامزاده‌ها

امامزاده‌ بزرگ‌

بيوك‌ امامزاده‌ (امامزاده‌ بزرگ‌) در جنوب‌ غربي‌ سراب‌ و چسبيده‌ به‌ قبرستان‌ عمومي‌ شهر واقع‌ شده‌ است‌ و نام‌ امامزاده‌ را كسي‌نمي‌داند و سابقه‌ تاريخي‌ مكتوبي‌ دربارة‌ آن‌ پيدا نشده‌ است‌، لذا به‌ شرح‌ خود بنا و ضمايم‌ آن‌ مي‌پردازيم‌.امامزاده‌ داراي‌ يك‌ درب‌ ورودي‌ چوبي‌ ساده‌ با سردر آجري‌ مي‌باشد. عرض‌ سردر (پايه‌ها 76/1 متر و طاق‌ نماي‌ وسط‌ 62/2 متر)6 متر مي‌باشد. ارتفاع‌ سردر 6/4 متر و درب‌ ورودي‌ 47/1 متر عرض‌ و 9/1 متر ارتفاع‌ دارد. ديوار چينه‌اي‌ به‌ ارتفاع‌ متوسط‌ 5/2 مترتمام‌ اضلاع‌ حياط‌ امامزاده‌ را محصور كرده‌ است‌. حياط‌ امامزاده‌ 80 متر طول‌ و 70 متر عرض‌ دارد و در تمام‌ كف‌ آن‌ قبور مختلف‌ ومربوط‌ به‌ قرن‌ اخير ديده‌ مي‌شود. تمام‌ امامزاده‌ بنايي‌ است‌ با ازارة‌ سنگي‌ و بدنه‌ و گنبد و منارهاي‌ آجري‌، سردر امامزاده‌ داراي‌ مقرنس‌ كاري‌ گچي‌ در طاق‌ نمامي‌باشد و لچك‌هاي‌ بالاي‌ آن‌ با آجر لعابي‌ تزيين‌ يافته‌ ولي‌ تمام‌ آن‌ ريخته‌ و جاي‌ كاشي‌ها بر ملات‌ گچ‌ ديده‌ مي‌شود.  آجرها به‌شكل‌ مثلث‌ها و چند ضلعي‌هاي‌ منتظم‌ بوده‌ است‌. بنا در مجموع‌ 20/20 متر طول‌ و 25/10 متر عرض‌ دارد و داراي‌ دو مناره‌ است‌به‌ ارتفاع‌ 9 متر كه‌ اثري‌ از كنگره‌ و مؤذنه‌ آن‌ باقي‌ نمانده‌ است‌. نوع‌ ساختمان‌ ساده‌ ولي‌ در بعضي‌ قسمتها با آجر چيني‌ تزييني‌(جناقي‌) تنوعي‌ به‌ ظاهر ساختمان‌ داده‌اند. سبك‌ بنا و حجم‌ ستونها آن‌ را به‌ قرن‌ هشتم‌ و نهم‌ منسوب‌ مي‌دارد. ولي‌ بعضي‌ مصالح‌ساختماني‌ در ازاره‌ ساختمان‌ به‌ كار رفته‌ كه‌ قديمي‌تر از بناي‌ آجري‌ هستند مانند شكلهاي‌ تراشيده‌ و نقش‌داري‌ كه‌ در ازاره‌ بيروني‌ به‌كار رفته‌ است‌. نظاير اين‌ سنگها به‌ طور ساده‌ يا منقوش‌ تمام‌ ازاره‌ و پله‌ها را در بر گرفته‌ است‌.داخل‌ امامزاده‌ از دو قسمت‌ متمايز مي‌باشد: در سمت‌ راست‌ مسجدي‌ است‌ كوچك‌ و نيمه‌ ويران‌ كه‌ از كفشكن‌ امامزاده‌ راه‌ دارد.كفشكن‌ در وسط‌ بنا قرار داشته‌ ولي‌ حايلي‌ مابين‌ كفشكن‌ و صحن‌ امامزاده‌ وجود ندارد. بنابراين‌ سمت‌ چپ‌ بنا با 8/11 متر طول‌ و25/10 متر عرض‌ و 9 طاق‌ كروي‌ و گهواره‌اي‌ مقام‌ امامزاده‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. مقام‌ امامزاده‌ چهار ستون‌ دارد كه‌ فاصله‌شان‌ ازهمديگر 12/4 متر (اضلاع‌ شمالي‌ و جنوبي‌)، 2/4 متر (اضلاع‌ شرقي‌ و غربي‌) مي‌باشد و در ميان‌ 4 ستون‌ قبر قرار داشته‌ و بالاي‌ آن‌گنبد كروي‌ آجري‌ تعبيه‌ شده‌ است‌. ستونها 4/1 متر قطر دارند. پوشش‌ داخلي‌ امامزاده‌ و مسجد آجري‌ و بدون‌ هيچ‌ نوع‌ تزئينات‌ و سنگ‌ نبشته‌ و تاريخ‌ بنا و سازنده‌ بنا مي‌باشد.

مسجد جامع‌

اين‌ مسجد بدون‌ گلدسته‌ و مناره‌ بوده‌ و از نظر ساختماني‌ شامل‌ يك‌ شبستان‌ بزرگ‌ و يك‌ حياط‌ كوچك‌ در سمت‌ غربي‌ آن‌، دو درب‌ورودي‌ يكي‌ در شرق‌ و ديگري‌ در ضلع‌ غربي‌ كه‌ حياط‌ غربي‌ را به‌ مسجد مربوط‌ مي‌سازد و سه‌ محراب‌ و يك‌ منبر و 36 ستون‌، و29 ستون‌ كاذب‌ (نيم‌ ستوني‌ كه‌ به‌ ديوار چسبيده‌ يا ربع‌ ستوني‌ كه‌ در كنجهاي‌ شبستان‌ قرار دارد) كه‌ طاقهاي‌ جناقي‌ و گنبدهاي‌ مدور بر آنها نهاده‌ شده‌ است‌. درب‌ ورودي‌ شرقي‌ داراي‌ كتيبه‌اي‌ است‌ مرمرين‌ با خط‌ نسخ‌ متداول‌ دورة‌ گوركانيان‌ و تركمانان‌ آق‌ قويونلو ومعاصر سلطنت‌ ابوالنصر اوزون‌ حسن‌ آق‌قويونلو است‌. درب‌ ورودي‌ به‌ وسيلة‌ ده‌ پله‌ به‌ صحن‌ شبستان‌ مربوط‌ مي‌شود و در بدنة‌ديوار جنوبي‌ پلكان‌، سنگ‌ مرمر كوچكي‌ كار گذارده‌ شده‌ و بر آن‌ جملة‌ «الشفاء في‌ اليوم‌ بنت‌ الياس‌» حك‌ گرديده‌ است‌. درب‌ورودي‌ غربي‌ با اصالت‌ و قدمت‌ خود روبروي‌ درب‌ شرقي‌ قرار دارد. محل‌ دربها در امتداد ستونهاي‌ رديف‌ اول‌ و دوم‌ از طرف‌ شمال‌شبستان‌ مي‌باشد و وقتي‌ از درب‌ غربي‌ وارد مي‌شويم‌ شبستان‌ مسجد به‌ صورت‌ دالاني‌ در ميان‌ ستونهاي‌ رديف‌ اول‌ و دوم‌ ديده‌مي‌شود و درب‌ ديگري‌ در سالهاي‌ اخير جهت‌ تفكيك‌ شبستان‌ به‌ سه‌ قسمت‌، تعبيه‌ شده‌ و عاريتي‌ است‌. درب‌ غربي‌ به‌ وسيلة‌ 7پله‌ بلند سنگي‌، حياط‌ كوچك‌ غربي‌ را به‌ شبستان‌ مربوط‌ مي‌سازد. شبستان‌ مسجد امتداد شرقي‌ و غربي‌ داشته‌ و محرابهاي‌ سه‌ گانه‌در ضلع‌ جنوبي‌ آن‌ تعبيه‌ شده‌ است‌.شبستان‌ مجموعه‌اي‌ است‌ از 60 گنبد كه‌ همة‌ آنها (به‌ استثناي‌ رديف‌ چهارم‌ از مشرق‌) مستقيماً بر روي‌ طاق‌ جناقي‌ و ستونهانهاده‌ شده‌ است‌. ارتفاع‌ متوسط‌ آنها از كف‌ شبستان‌ در حدود 5/4 متر مي‌باشد. اما رديف‌ چهارم‌ كه‌ بلندتر از سايرين‌ بوده‌ و 20/6 متر ارتفاع‌ دارد بر روي‌طاق‌ نماهاي‌ بلند و فيلگوشها قرار دارد، طول‌ شبستان‌ 5/47 متر و عرض‌ آن‌ 21 متر مي‌باشد.بدنه‌ داخلي‌ مسجد تزئيناتي‌ ندارد و حتي‌ آجرچيني‌ آن‌ اغلب‌ ساده‌ و بدون‌ تزئين‌ مي‌باشد. فواصل‌ ستونها از همديگر متغير و دررديف‌ اول‌ غربي‌ به‌ ترتيب‌ از شمال‌ به‌ جنوب‌ 35/2 متر مي‌باشد ولي‌ اين‌ ترتيب‌ در رديفهاي‌ شرقي‌ كه‌ ستونهاي‌ بزرگ‌ و يا هشت‌ضلعي‌ دارد به‌ كلي‌ بر هم‌ مي‌ريزد. اما در رديف‌ چهارم‌ فاصلة‌ دو ستون‌ از همديگر به‌ 82/5 متر مي‌رسد. ابعاد آجرهايي‌ كه‌ درساختمان‌ بدنه‌ به‌ كار رفته‌ 6*24*24 سانتي‌متر مي‌باشد.منبر مسجد چوبي‌ بوده‌ و 7 پله‌ بلندي‌ و به‌ طول‌ 6/3 متر و ارتفاع‌ 10/2 متر مي‌ باشد و در بالاي‌ سطح‌ شرقي‌ آن‌ نام‌ واقف‌ آن‌ با خط‌ثلث‌ زيبا و از چوب‌ سفيد منبت‌كاري‌ شده‌ است‌. اين‌ مسجد داراي‌ سه‌ محراب‌ مي‌باشد، يكي‌ در رديف‌ سوم‌ گنبدها از مغرب‌، دوم‌ در رديف‌ 4 از مشرق‌ كه‌ پوشش‌ معمولي‌ از گچ‌ وتزئينات‌ بسيار ابتدايي‌ دارد. سوم‌ محرابي‌ بسيار نفيس‌ و زيبا از كاشي‌ لعابدار برجسته‌ كه‌ با وجود صدمات‌ مختلفي‌ كه‌ در طي‌ دوران‌عمر خود ديده‌ است‌ باز از زيبايي‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردار است‌. ارتفاع‌ محراب‌ بطور كلي‌ 175 سانتي‌متر و عرض‌ آن‌ از گوشه‌ لچكها132 سانتي‌متر مي‌باشد. داخل‌ محراب‌ از كاشي‌ يك‌ پارچه‌ با نقوش‌ برجسته‌ (اسليمي‌ خطايي‌ يا خرطوم‌ فيلي‌) و لعاب‌ فيروزه‌اي‌ساخته‌ شده‌ و لچكهاي‌ بالا نيز از همان‌ جنس‌ مي‌باشد. مابين‌ طاق‌ محراب‌ و لچكها يك‌ حاشيه‌ 30 سانتي‌متري‌ از قطعات‌ كاشي‌لعابدار به‌ رنگ‌ كرم‌ و با خطوط‌ برجسته‌ كه‌ با رنگ‌ سبز قلم‌گيري‌ و با رنگ‌ طلايي‌ تذهيب‌ شده‌ است‌، محراب‌ را قاب‌ گرفته‌ ولي‌قسمت‌ اعظم‌ آن‌ ريخته‌ و ظاهراً گم‌ شده‌ است‌. مسجد جامع‌ سراب‌ كه‌ تاريخ‌ بناي‌ آن‌ به‌ قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري‌ مي‌رسد، با شماره‌ 797 به‌ ثبت‌ رسيده‌ است‌.

مسجد اوچ‌ گوزلي‌ (سه‌ چشمه‌)

در كوچة‌ صراف‌ در يك‌ ميدانگاهي‌ كوچك‌، واقع‌ شده‌ است‌. سقف‌ مسجد تيرپوش‌ و بر روي‌ ستونهاي‌ چوبي‌ نهاده‌ شده‌ است‌.نماي‌ خارجي‌ مسجد ساده‌ بوده‌ ولي‌ بر بالاي‌ پنجره‌هاي‌ آن‌ تعداد زيادي‌ كاشيهاي‌ لعابدار به‌ عنوان‌ تزئين‌ كار گذاشته‌ شده‌ كه‌ اغلب‌آنها از مسجد جامع‌ مخصوصاً قطعات‌ افتاده‌ از محراب‌ قديمي‌ آن‌ نقل‌ و بر ديوار نصب‌ شده‌ است‌، و به‌ ترتيب‌ از راست‌ به‌ چپ‌ باقيد شماره‌ پنجره‌ نام‌ برده‌ مي‌شود: الف‌ - بر ديوار شرقي‌ هفت‌ قطعه‌، ب‌ - بر ديوار جنوبي‌ هفت‌ قطعه‌ كاشي‌ لعابدار و دو قطعه‌ سنگ‌نبشته‌. يكي‌ از اين‌ سنگ‌ نبشته‌ها كه‌ بر بالاي‌ سر درب‌ مسجد نصب‌ شده‌ است‌ تاريخ‌ تجديد بناي‌ مسجد را نشان‌ مي‌دهد كه‌ 1321هجري‌ قمري‌ مي‌باشد و علاوه‌ بر آن‌ مطالب‌ زير را نيز در بردارد.

«جد فيه‌ البيت‌ و زاد عليه‌ الجناب‌ المستطاب‌ فخر المجتهدين‌ الحاج‌ سيدرضا في‌ سنة‌ احدي‌ و عشرين‌ بعد الف‌ و ثالثه‌ مائه‌». جنس‌اين‌ سنگ‌ رسوبي‌ و رنگ‌ آن‌ سبز خاكستري‌ روشن‌ است‌. بر ازارة‌ سمت‌ راست‌ ديوار جنوبي‌ يك‌ قطعه‌ سنگ‌ گرانيت‌ شكسته‌، برديوار پايه‌بندي‌ شده‌ است‌ كه‌ يك‌ پر برگ‌ دارد و در رديف‌ خارجي‌ داراي‌ 22 برگ‌ و داخلي‌ 6 برگ‌ مي‌باشد.مجموعه‌اين‌عناصرزيبايي‌ تحسين‌ برانگيزي‌ را به‌ اين‌ بناي‌ تاريخي‌ بخشيده‌ است‌

تپه‌ باستاني‌ قلعه‌جوق‌

اين‌ تپه‌ در 15/2 كيلومتري‌ شمال‌ سراب‌ در كنار جادة‌ سراب‌ - رازليق‌ و دهكده‌ ايكه‌ نام‌ قلعه‌ جوق‌ را دارد قرار گرفته‌ است‌. اين‌ تپه‌باستاني‌ از قلعه‌اي‌ كه‌ بر روي‌ آن‌ بوده‌ و آثارش‌ باقيست‌ نام‌ گرفته‌ است‌ و آثار قلعه‌ به‌ صورت‌ خشت‌ و گل‌ ديده‌ مي‌شود.

اين‌ تپة‌ بزرگ‌ ارتفاعي‌ 30 متري‌ و مساحت‌ تقريبي‌ 20 هزار مترمربعي‌ دارد كه‌ مورد استفاده‌ و خاك‌برداري‌ زارعين‌ دهكده‌ قلعه‌ جوق‌قرار گرفته‌ و بيش‌ از نصف‌ آن‌ غارت‌ شده‌ است‌. در نتيجه‌ خاك‌برداري‌ برشهاي‌ مختلفي‌ به‌ وجود آمده‌ كه‌ در بعضي‌ جاها ديواره‌هاي‌بلندي‌ با ارتفاع‌ نزديك‌ 5 متر ديده‌ مي‌شود كه‌ از خشت‌هاي‌ بزرگي‌ كه‌ در بناهاي‌ مادي‌ وجود دارد ساخته‌ شده‌ است‌.

علاوه‌ بر خشتهاي‌ مربوط‌ به‌ دورة‌ مادها، انواع‌ سفالهاي‌ مختلف‌ از هزاره‌ دوم‌ قبل‌ از ميلاد قرون‌ اوليه‌ اسلامي‌ در آن‌ يافت‌ مي‌شود.سفالهايي‌ از دوران‌ ماقبل‌ تاريخ‌ و سفالهايي‌ مرصع‌ «سفال‌ قرمز رنگ‌ كه‌ جابجا بوسيله‌ قطعات‌ كاشي‌ با لعاب‌ فيروزه‌اي‌ مرصع‌ شده‌است‌» يا انواع‌ سفالهاي‌ دورة‌ پارت‌ در انواع‌ مختلف‌ و بحد وفور پيدا مي‌شود.در برشهاي‌ خاك‌برداري‌ زراعتي‌ دو لايه‌ مشخص‌ خاكستر و زغال‌ كه‌ حاكي‌ از آتش‌سوزي‌ مي‌باشد ديده‌ مي‌شود. در ميان‌ لايه‌هاي‌خاكستر بقاياي‌ آثار ساختماني‌ و وسايل‌ زندگي‌ نشان‌ دهندة‌ استمرار حيات‌ اجتماعي‌ و تجديد فعاليت‌ در اين‌ شهرك‌ و قلعه‌ مي‌باشد.اين‌ آثار به‌ صورت‌ استخوان‌ حيوانات‌ اهلي‌ - سفالينه‌ها - قطعات‌ اپسيدين‌ - سنگ‌ چخماق‌هاي‌ تراشيده‌ و صيقلي‌ ديده‌ مي‌شود.با يك‌ نظر دقيق‌ از نقطه‌ نظر جغرافيايي‌ معلوم‌ مي‌شود، وجود قلعه‌اي‌ در مخروط‌ افكنه‌ رودخانة‌ پشتو بر سردره‌ رازليق‌،دره‌اي‌ كه‌ به‌ سبلان‌ منتهي‌ مي‌شود، و وجود سنگ‌ نبشته‌ رازليق‌ در يك‌ و نيم‌ منزلي‌ آن‌ (5/10 كيلومتري‌) اهميت‌ تاريخي‌ دوران‌اورارتي‌ و سوق‌الجيشي‌ اين‌ تپه‌ عظيم‌ و ساخلوي‌ آن‌ را معلوم‌ مي‌كند.

تپه‌ باستاني‌ ابرغان‌

در 25 كيلومتري‌ جنوب‌ سراب‌،تپه‌اي‌ به‌ ارتفاع‌ تقريبي‌ 20 متر با ثبت‌ تاريخي‌ 798 قرار دارد كه‌ داراي‌ سفالينه‌هاي‌ قرمز سياه، قهوه‌اي‌ سوخته‌، سفيد مهر خورده‌ لعابدار و نيز مصالح‌ ساختماني‌ به‌ صورت‌ خشت‌ و ملات‌ گچ‌ و آهك‌ و بقاياي‌ حيونات‌ اهلي‌مي‌باشد.

تپه‌ باستاني‌ امام‌ چاي‌

روستاي‌ امام‌ چاي‌ در 28 كيلومتري‌ سراب‌ واقع‌ شده‌ است‌. در شمال‌ شرقي‌ روستا تپه‌اي‌ باستاني‌ به‌ نام‌ امام‌ چاي‌ با ثبت‌ تاريخي‌800 وجود دارد. مساحت‌ تپه‌ نزديك‌ به‌ چهار هزار متر مربع‌ و ارتفاع‌ آن‌ از زمينهاي‌ اطراف‌ در حدود 20 متر مي‌باشد. از اين‌ تپه‌مقداري‌ خاك‌برداري‌ جهت‌ زراعت‌ نموده‌اند و در اين‌ عمل‌ برشهايي‌ عمودي‌ در تپه‌ بوجود آورده‌ است‌ و در اين‌ برشها از بالا به‌پايين‌ چنين‌ وضعي‌ ديده‌ مي‌شود.

1 - مقداري‌ قبور اسلامي‌ كه‌ كاملاً جديد مي‌باشد.

2 - يك‌ رگه‌ مربوط‌ به‌ يك‌ دورة‌ حيات‌ انساني‌ بر روي‌ تپه‌ با سفالهاي‌ مختلف‌: نخودي‌ و قرمز آجري‌ مربوط‌ به‌ هزاره‌ قبل‌ از ميلاد.

3 - يك‌ رگه‌ آثار خاكستر و زغال‌ از يك‌ آتش‌سوزي‌.

4 - در زير رگه‌ خاكستر يكدوره‌ ديگر تاريخي‌ با سفالهاي‌ مختلف‌ خشت‌ خام‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد.

سنگ‌ نبشتة‌ قرخ‌ قزلار

روستاي‌ قرخ‌ قيزلار در شمال‌ شرقي‌ سراب‌ واقع‌ شده‌ است‌. در طي‌ مسير از كنار رودخانه‌اي‌ گذشته‌ به‌ روستاي‌ نشتبان‌ (نشت‌ اوغلي‌) مي‌رسيم‌ كه‌ در سمت‌ جنوب‌ غربي‌ آن‌ در روي‌دامنة‌ كوه‌ سنگ‌ افراشتها و بالاتر از آن‌ كتيبة‌ ميخي‌ معروف‌ به‌ سنگ‌ نبشتة‌ قرخ‌قزلار واقع‌ شده‌ است‌. فرهنگ‌ جغرافياي‌ ايران‌ روستارا به‌ نام‌ قرخ‌ قزلار معرفي‌ كرده‌ است‌، ولي‌ در محل‌ به‌ نام‌ نشتبان‌ يا نشت‌ اوغلي‌ معروف‌ و مجموعة‌ سنگ‌ افراشتها‌ بنام‌ قرخ‌قزلارموسوم‌ است‌. دهكدة قرخ‌ قزلار در ساحل‌ غربي‌ رودخانة‌ نسويون‌ قرار گرفته‌ و از سمت‌ مغرب‌ به‌ كوهي‌ سنگي‌ محدود مي‌شود. در سمت‌ جنوب‌دهكده‌ قرخ‌ قزلار به‌ ترتيب‌ از مشرق‌ به‌ مغرب‌ آثار تاريخي‌ و عوارض‌ طبيعي‌ زير قرار دارد:

1 - در انتهاي‌ راه‌ مالرو در سطح‌ چندين‌ مزرعه‌ يونجه‌زار در دامنة‌ كوهستان‌ كه‌ روستاييان‌ نشتبان‌ آن‌ را «گون‌لي‌» مي‌نامند سنگ‌افراشتهاي‌ شكسته‌ و جا به‌ جا شده‌اي‌ پراكنده‌ است‌. از نظر تاريخي‌ و ساير مشخصات‌ مانند قرخ‌ قزلار مي‌باشد، ولي‌ خرابي‌ بيشتري‌در آن‌ ديده‌ مي‌شود.

2 - قرخ‌ قزلار يا سنگ‌ افراشتها.

3 - بقاياي‌ خانه‌هاي‌ قديمي‌ و قلعه‌ تاريخي‌ در جنوب‌ قرخ‌ قزلار.

4 - سنگ‌ نبشتة‌ اورارتي‌ نشتبان‌.

1 و  2 - سنگ‌ افراشتهاي‌ موجود كه‌ شباهت‌ ظاهري‌ به‌ قربانگاه‌ و معابد باستاني‌ دارند و به‌ شكل‌ «دلمن‌ و منهير» مي‌باشند در طرفين‌رودخانه‌ در سمت‌ شرقي‌ به‌ صورت‌ پراكنده‌ و شكسته‌ و اغلب‌ مدفون‌ در خاك‌ و يونجه‌زارها به‌ چشم‌ مي‌خورد؛ اما در سمت‌ غربي‌رودخانه‌ و جنوب‌ شرق‌ دهكده‌ اين‌ سنگ‌ افراشتها به‌ حال‌ ايستاده‌ يا بهتر، نشانده‌ شده‌ در زمين‌ و در امتداد شمال‌ و جنوب‌، نامرتب‌ديده‌ مي‌شود. در محل‌ به‌ نام‌ چهل‌ دختران‌ معروف‌ است‌ كه‌ اين‌ چهل‌ دختر به‌ غضب‌ الهي‌ گرفتار شده‌ و سنگ‌ شده‌اند. البته‌ تعدادآنها از چهل‌ و حتي‌ از صد بيشتر است‌.اين‌ سنگ‌ افراشتها بطور عمودي‌ در زمين‌ نشانده‌ شده‌ است‌ ولي‌ عده‌اي‌ از آن‌ها شكسته‌، عده‌اي‌ خم‌ شده‌ و عده‌اي‌ افتاده‌ است.‌البته‌ بعضي‌ از سنگها از كمر شكسته‌ و افتاده‌ و مجموعه‌ 120 عددي‌ به‌ وجود آورده‌ است‌. سنگ‌ افراشتها طولهاي‌ مختلف‌ دارند وبلندترين‌ آنها 70/2 متر طول‌ دارد. عرض‌ سنگها متفاوت‌ بوده‌ باستثناي‌ يكي‌ دو قطعه‌ كه‌ در حدود 2 متر و دو سه‌ قطعه‌ ديگر درحدود 95/0 متر مي‌باشد، بقيه‌ سنگها عرض‌ 7/0 متر و كمتر دارند. ناگفته‌ نماند كه‌ اطلاق‌ 70/2 متر طول‌ حقيقي‌ آنها را نمي‌رساند،چون‌ مقداري‌ از طول‌ آنها در زمين‌ فرو رفته‌ و اگر فرض‌ كنيم‌ كه‌ 30 درصد طول‌ سنگها در زير خاك‌ باشد طول‌ آنها بالغ‌ بر 4 مترمي‌گردد.چندين‌ گور در ميان‌ سنگ‌ افراشتها مورد حفاري‌ قرار گرفته‌ كه‌ در صور مختلف‌ تعبيه‌ شده‌اند: قبور ساده‌ سنگي‌ و قبوري‌ با ديواره‌سنگي‌، اغلب‌ گورها به‌ وسيله‌ دو قلوه‌ سنگ‌ بزرگ‌ يا فقط‌ يك‌ قلوه‌ سنگ‌ پوشانده‌ شده‌ است‌. در اطراف‌ سنگها انواع‌ سفالها به‌صورت‌ پراكنده‌ ديده‌ مي‌شود. سفالينه‌هاي‌ سياهرنگ‌ و خاكستري‌ ساده‌ وگاهي‌ مهر خورده‌، قرمز جگري‌ ، قرمزنخودي‌، نخودي‌، مربوط‌ به‌ قرون‌ آخر هزارة‌ دوم‌ و اوايل‌ هزاره‌ اول‌ (1200 تا 800 قبل‌ از ميلاد) كه‌ حاكي‌ از تمدني‌ كهن‌ در اين‌منطقه‌ مي‌باشد دچار آتش‌ و انهدام‌ شده‌ و بكلي‌ از بين‌ رفته‌ و در جوار آن‌ دهكده‌ نشتبان‌ احداث‌ وحيات‌ يافته‌ است‌.

3 - بقاياي‌ قلعه‌ و مساكن‌ قديمي‌ در سمت‌ جنوب‌ و مغرب‌ قرخ‌ قزلار: در سمت‌ غربي‌ و جنوب‌ قرخ‌ قزلار و پشت‌ سنگ‌ نبشته‌نشتبان‌ به‌ زمينهايي‌ برمي‌خوريم‌ كه‌ نشانه‌هايي‌ از وجود مساكن‌ اوليه‌ و صاحبان‌ سنگ‌ افراشتها ديده‌ مي‌شود مانند مطبق‌ بودن‌زمينهاي‌ بكر كه‌ پيرامون‌شان‌ بوسيله‌ قلوه‌سنگهاي‌ قابل‌ حمل‌ ديواركشي‌ شده‌، يا سنگهاي‌ لاشه‌ كه‌ در جهات‌ مختلف‌ به‌ صورت‌آوارهاي‌ غير مرتب‌ پراكنده‌ است‌.

4 - سنگ‌ نبشته‌ قرخ‌ قزلار: مانند دو كتيبة‌ ديگر اورارتي‌ به‌ خط‌ ميخي‌ و زبان‌ اورارتي‌ بر روي‌ صخره‌اي‌ به‌ طول‌ 5/4 متر و عرض‌10/2 متر و ارتفاع‌ 6/2 متر و وزني‌ بيش‌ از 20 تن‌ حك‌ شده‌ است‌. كتيبه‌ بر قسمتي‌ از سطح‌ جنوبي‌ سنگ‌ كه‌ مسطح‌ و صيقلي‌ شده‌حك‌ گرديده‌ است‌، طول‌ آن‌ 106 سانتي‌متر و عرض‌ 75 سانتي‌متر مي‌باشد. در سيزده‌ سطر منقور و حد فاصل‌ سطور با خط‌ ممتدافقي‌ مشخص‌ شده‌ است‌. قسمت‌ اعظم‌ سطر آخر و سطر دوازدهم‌ و نصف‌ سطور هشتم‌ تا يازدهم‌ و يك‌ سوم‌ سطر هفتم‌ و مقداراندكي‌ از آخر سطور اوليه‌ از بين‌ رفته‌ است‌. در وسط‌ سطور 9 و 10 و 11 سوراخي‌ به‌ شكل‌ حرف‌ C لاتين‌ ديده‌ مي‌شود. اين‌ سوراخ‌ وفرسايش‌ حوالي‌ آن‌ نتيجه‌ لمس‌ آن‌ با دست‌ مردم‌ مي‌باشد. به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ وجود اين‌ سنگ‌ نبشته‌ در بالاي‌ كوه‌ و مقابر با معبد كلان‌سنگي‌ در پاي‌ آن‌ در نظر ساكنين‌ منطقه‌ يك‌ مكان‌ مقدس‌ جلوه‌ كرد و مورد دعا و نياز و التماس‌ آنان‌ قرار گرفته‌ و در مواقع‌ كم‌ آبي‌ ياساير بلاياي‌ آسماني‌ مردم‌ روستا با قرباني‌ كردن‌ درخواست‌ باران‌ يا دفع‌ بلا مي‌كردند. اين‌ سنگ‌ از چند نظر اهميت‌ دارد:

الف - وجودمعبد كلان‌ سنگي‌ است‌ كه‌ به‌ آتش‌ غضب‌ شاه‌ اورارتي‌ دچار شده‌ و مورد تجاوز قرار گرفته‌ است‌.

ب- يكي‌ از قلعه‌هاي‌ 21 گانه‌ كه‌ شاه‌ اورارتو فتح‌ كرده‌ و به‌ آتش‌ كشيده‌ است. در شمال‌ اين‌ سنگ‌ نبشته‌ و در كنار معبد يا گورستان‌ كلان‌سنگي‌ بوده‌ كه‌ در كتيبه‌ سقندل‌ نام‌ برده‌ ولي‌ هنوز مورد تطبيق‌ قرار نگرفته‌ است‌.

ج - نسبت‌ دادن‌ قدرت‌ ماورالطبيعه‌ به‌ كتيبه‌ دشمن‌ (ناشي‌ از انتقال‌ قدرت‌ يك‌ معبد مغلوبه‌ و منهوبه‌ به‌ كتيبة‌ دشمن‌ غالب‌) يك‌سنت‌ تاريخي‌ بوده‌ و مستمسكي‌ معمول‌ و معقول‌ بوده‌ است‌.

سنگ‌ نبشته‌ رازليق‌

اين‌ سنگ‌ نبشته‌ در روي‌ صخره‌اي‌ از كوه‌ زاغان‌ واقع‌ در 12 كيلومتري‌ شمال‌ سراب‌ در كنار روستاهاي‌ رازليق‌ و ديزج‌ سفيد كنده‌ شده‌است‌. كوه‌ زاغان‌ تودة‌ سنگين‌ آتشفشاني‌ است‌ و از بستر رودخانه‌ پسلر حدود 200 متر ارتفاع‌ دارد. قلة‌ كوه‌ چندين‌ شاخه‌ بوده‌ و ميان‌آن‌ را خاك‌ پر كرده‌ و گياهان‌ مختلف‌ بر آن‌ روييده‌ است‌. اما در قديم‌ در طول‌ 200 متري‌ از پاي‌ كوه‌ تا كتيبه‌، پلكاني‌ در بدنه‌ كوه‌ تعبيه‌شده‌ بود كه‌ به‌ مرور زمان‌ فرسوده‌ شده‌ ولي‌ چندين‌ پله‌ در پايين‌ كوه‌ هنوز به‌ صورت‌ نيمه‌ فرسوده‌ بر جاي‌ مانده‌ است‌. سطح‌ پله‌هابطور متوسط‌ 40 سانتي‌متر و ارتفاع‌ آنها 15 سانتي‌متر بوده‌ است‌. در پاي‌ كتيبه‌ به‌ يك‌ ديوارة‌ نيمه‌ طبيعي‌ مي‌رسيم‌ كه‌ تا كتيبه‌ درحدود 3 متر فاصله‌ دارد و به‌ سختي‌ مي‌توان‌ بالا رفت‌ و مقابل‌ كتيبه‌ رسيد. اين‌ كتيبه‌ نيز مانند دو كتيبه‌ ديگر (قرخ‌ قزلار و سقندل‌) كاملاً رو به‌ جنوب‌ انتخاب‌ شده‌ است‌. جنس‌ اين‌ سنگ‌ گرانيت‌ است‌ و رنگش‌آبي‌ روشن‌ و نزديك‌ به‌ خاكستري‌ مي‌باشد. لوحه‌ رازليق‌ 110 سانتي‌متر طول‌ و 82 سانتي‌متر عرض‌ دارد و در 16 سطر و به‌ فرمان‌شاه‌ اورارتي‌ «ارگيشتي‌ دوم‌» پسر «روسا» حك‌ شده‌ است‌. لوح‌ به‌ فارسي‌ ترجمه‌ شده‌ است‌ كه‌ متن‌ آن‌ به‌ اين‌ شرح‌ است‌:

1 - به‌ حول‌ و قوه‌ خالدي‌. ارگيشتي‌ روساهيني‌ گويد:

2 - من‌ به‌ سرزمين‌ «آرهو» لشكر كشيدم‌.

3 - من‌ سرزمين‌ «اولوشو» و سرزمين‌ «برقو» را تسخير كردم‌.

4 - من‌ تا كنار رودخانه‌ «مونا» رسيدم‌ و از آنجا باز گشتم‌.

5 - من‌ سرزمين‌ «گيردو» و «گتوهايي‌» و «ترايشيدو» را تسخير كردم‌.

6 - شهو «روتومني‌» را من‌ گرفتم‌.

7 - سرزمينهايي‌ را كه‌ من‌ تسخير كردم‌ تحت‌ باج‌ خود قرار دادم‌.

8 - اين‌ قلعه‌ را بزور گرفتم‌ دوباره‌ برقرار ساختم‌.

9 - من‌ آن‌ را ارگيشتي‌ ايردو (يعني‌ رعيت‌ ارگيشتي‌) ناميدم‌.

10 - تا به‌ خاطر تقويت‌ «بيا اي‌ ني‌» (اورارتو).

11 - براي‌ مطيع‌ ساختن‌ سرزمين‌هاي‌ دشمن‌.

12 - تا به‌ حول‌ و عظمت‌ خالدي‌ و «آرگيشتي‌» بزرگ‌.

13 - شاه‌، شاه‌ جهان‌، شاه‌ شاهان‌، خداوندگار شهر «توشبا».

14 - ارگيشتي‌ مي‌گويد: هر كس‌ نام‌ مرا محو كند.

15 - يا به‌ اين‌ كتيبه‌ خسارتي‌ وارد بياورد.

16 - اميدوارم‌ خدايان‌: خالدي‌ «ته‌ اي‌ شه‌ با» «شيواني‌» او را زير خورشيد براندازد.

بغير از اين‌ كتيبه‌ در اطراف‌ كوه‌ نمونه‌هاي‌ ديگري‌ از آثار باقي‌ مانده‌ آن‌ دوران‌ ديده‌ مي‌شود. در ديواره‌ شمالي‌ كوه‌ در ميان‌ دو ديواره‌سنگي‌ و تند به‌ محوطه‌ محصوري‌ به‌ شكل‌ اطاق‌ با حوض‌ آب‌ يا آب‌ انبار مي‌رسيم‌ اين‌ محوطه‌ در يك‌ حفاري‌ غير مجاز و قاچاق‌كشف‌ شده‌ و بعد از غارت‌ به‌ صورت‌ ويرانه‌اي‌ باقي‌ مانده‌ است‌. مصالح‌ ساختماني‌ آن‌ سنگهاي‌ رسوبي‌ كرم‌ رنگ‌ و بنفش‌ روشن‌بوده‌ ملات‌ آن‌ گچ‌ و آهك‌ مي‌باشد

موز مردم شناسی عشایرآذربایجان :

زندگی کوچ نشینی درایران وازجمله آذربایجان سابقه ای بس کهن داردوکوچ نشینان نقش مهمی درتاریخ سیاسی واجتماعی این مرزوبوم داشته اند. بسیاری ازدولت ها وحکومت های قبل ازاسلام و بعدازاسلام ازمیان ایلات وعشایربرخاسته اند. حکومت های غزنویان ، سلجوقیان ، خوارزمشاهیان ، ایلخانان ، قره قویونلوها، آق قویونلوها ، افشاریه ، زندیه وقاجاریه حکومت های ایلی بودند که قدرت اولیه خودراازتشکیلات ایلی خودگرفته اند.روندکوچ نشینی درایران وازجمله آذربایجان آنچنان است که میتوان پیش بینی کرد باآخرین نسل عشایرکوچ رودرایران مواجه هستیم . ازاین رو تاسیس موزه ی عشایرضرورت تاریخی داشت .شهرسراب موقعیت ویژه ای برسرراه تبریز- اردبیل واستان گیلان داشته وهمه ساله هزاران نفربه قصد استفاده ازآبهای گرم ومعدنی سبلان وسرعین وطبیعت زیبای شمال کشوراین شهرراپشت سرمی گذارند. علی رغم سابقه فرهنگ وتمدن این شهر تاکنون مسافرین محترم محملی جهت اقامت بیشتردراین شهرنمی یافتند باشرح مراتب مذکورتاسیس موزه ی عشایردرمحل حمام قدیمی جلال ضرورت واهمیت خودرادرچندان بیشترمی نمایاند.حمام جلال به جای مانده ازدوران قاجاریه وثبت شده درفهرست آثارملی به شماره 9/419 بامعماری ارزشمنددرشهرتاریخی وفرهنگی سراب بامساحتی حدود 650 مترمربع بنا شده است . موزه ی عشایرآذربایجان به عنوان اولین موزه ی عشایری ایران ازشمارموزه های مردم شناسی است . قلمروفعالیت موزه های مردم شناسی  منطقه ای به نمایش گذاشتن نشانه های فرهنگی ، سنتی ، قومی ونمایانگرارزش های فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی وفنی این نشانه ها ، اشیا ونمادها به مردمی است که آنها رابه کارمی گرفته اند ومی گیرند.

برمبنای تعریفی که دراین رابطه آیکوم دارد، هدف موزه عبارتست ازگردآوری ونگهداری ، مطالعه وبررسی کردن ونیزبه نمایش گذاشتن نعمات فرهنگی یاطبیعی به منظورآموزش ، پژوهش وارزش دادن به این مجموعه ها ولذت بردن ازآنهاست .نتیجه اینکه هدف موزه نمایشگرارائه تحقیقاتی است ازمطالعه درمورداعتقادات وآداب ورسوم ، زبان ، معیشت ، مسکن ، هنرها وفنون ، خوراک ، پوشاک ، صنایع دستی ، که درجامعه عشایری توسط کارشناسان گردآوری شده است وازاین رواست که موزه ی مردم شناسی برای بینندگان مانوس ودلنشین است . زیرادراین رابطه هریک ازاموال فرهنگی که به نمایش گذاشته میشودبازبان بی زبانی ازچگونگی مورداستفاده درزمان خودصحبت می کنند. غرفه های این موزه ی مردم شناسی همانند سایرموزه های مردم شناسی سخن ازچگونه زندگی کردن وبامشکلات مبارزه کردن ودرجهت بدست آوردن وبهترزندگی کردن که همواره نداشتن رایافتن ونبودن راساختن اززمانهای بسیارگذشته می گوید. بنابراین حفظ ونگهداری ومعرفی ذخایرفرهنگی ضرورتی تاریخی دارد.

بخش های مختلف این موزه عبارتند از:

بخش اداری ، بخش اطلاع رسانی ، کتابخانه تخصصی ، فضای مرتع وچوپان ، غرفه سینمای سنتی ، غرفه اشیای اعتقادی ، بخش فرآوری سنتی وبومی لبنیات ، بخش فرآوری پشم ودست بافت های عشایری ، غرفه موسیقی ، غرفه آلاچیق ، غرفه نان پزی ، وتابلونوشته ها وعکس های مختلف ازجلوه های فرهنگی عشایرآذربایجان .پایگاه اطلاع رسانی این موزه در شبکه جهانی اینترنت به آدرس www.sarabmuseum.com  ودر شش زبان فارسی ، انگلیسی ، اسپانیایی ، ایتالیایی ، آلمانی وروسی طراحی وراه اندازی شده است . این موزه در محل خیابان امام وضلع غربی شهرداری سراب در ساختمان تاریخی حمام جلال راه اندازی واز سال 85 در معرض نمایش عموم قرار گرفته است .

موزه حیات وحش اداره محیط زیست سراب

دراین موزه گونه های حیات وحش شهرستان به صورت تاکسدرمی تهیه و در معرض نمایش گذاشته شده است . این موزه در داخل ساختمان اداره محیط زیست شهرستان سراب واقع گردیده است .